پارت صد و سی و سوم :

وضعیت جالبی بود، یه طرف همسر سابقم و یه طرف دوست پسر سابقم!
برق نگاهش و حالت چشم‌هاش انگار تداعی کننده خاطراتم و حس‌هایی که برای اولین بار باهاش تجربه کردم بود که اینطور مسخ شده بهش خیره شده بودم.
هیکلی تر و ورزیده تر از قبل شده بود جوری که کت ذغالی تنش بدجور توی فشار عضلاتش بود، موهاش کمی بلند شده بود و مثل قبلنا کمی از موهاش رو بسته بود و ته ریش مرتب و آنکارد شده روی صورتش با اون

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️