پارت پنجاه :

هلن با خشم به سینه‌ی مینو می‌کوبد و به عقب هلش می‌دهد. سریع میانشان قرار می‌گیرم تا کار به جاهای باریک نکشد. هر دو چنگ و دندان نشان هم می‌دهند. عجیب است که مینوی پشیمان، هنوز هم دست از قضاوت و حسود خواندن بقیه برنداشته است.
- بس کنید دیگه. می‌خواین گیس کشی کنین، برین جایی که من نباشم. الکی هم منو سوژه نکنین... مینو! آدمی که پشیمونه و میره برای معذرت خواهی، قبلش باید بشینه با خودش فکر ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    رمان خوبی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زنده باشید.🥰

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    آقای سالاری برادر صدراست ؟ جواب مینو رو هم آوا خوب داد دمش گرم ،ممنون نویسنده جان

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بله. شهریار برادر صدراست.

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️