تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت چهل و نهم :
دومین هفتهی بعد از تعطیلات بود. با شیرین و هلن در کافیشاپ نشسته و از برنامههایمان برای بعد از فارغالتحصیلی حرف میزدیم. از گروه هشت نفرهمان، فقط ما سه نفر مانده بودیم. گروه رسما از هم پاشیده بود؛ امیرحسین علنا از جمعهایی که من در آن بودم فاصله میگرفت. سبحان هم که رفیق گرمابه و گلستان امیرحسین بود، به او ملحق شده بود و تنها به سلامی دورا دور بسنده میکرد! شاهین در این دو ماه، س
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

لیلا
0بسیار عالی