فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت پنجاه و چهارم :
در اتاق یهو باز شد و ساره با حال زار و دستی که محکم جلوی دهنش گرفته بود از اتاق بیرون زد.
گوشی رو روی کاناپه انداختم و دلواپس بهش نزدیک شدم.
با عجله در دستشویی رو کوبید که صدای اعتراض مریم بلند شد:
- چیه؟؟ ای بابا توی توالت هم آسایش نداریم؟
در دستشویی با ضرب باز شد و وقتی ساره رو پشت در دید، قیافش رو جمع کرد و به داخل دستشویی اشاره زد:
- بفرما خــــانم!
ساره سریع داخل پرÛ
لطفا صبر کنید...
