فانتوم به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت چهل و هشتم :
کج خندی در جوابش زدم و حولم رو برداشتم تا به حمام برم.
هیچ ایدهای در مورد قرارم با کمیل نداشتم، استرس از الان به جونم افتاده بود.
به موهای نم دارم روغن مخصوص زدم و به خاطر عطری که داشت با لذت نفس عمیق کشیدم.
روغن باعث میشد موهام براقتر و فرهاش خوش حالتتر بشه.
بافت سفید یقه چشمی پوشیدم که آستینش انگشتی بود و توی انگشت شستم میافتاد.
لگ مشکی پوست ماری به همراه کاپشن
لطفا صبر کنید...
