پارت سی و سوم :

- این خسرو نگاهش پاک نیست، اگه بهت بر نمی‌خوره و عقاید فمنیسمتو توی چش و چالمون نمی‌کنی لطف کن و جلوش یکم رعایت کن.
خیره به غذام کاملا بی‌حوصله جواب دادم:
- اوکی.
- آفرین.
نگاهی به لباسم انداختم، بافت یقه اسکی و جذب طوسی رنگی تنم بود با شلوار جین.
تیپم جلف و تو چشم نبود ولی می‌دونستم همین هم برای آدم‌های این روستا خیلی عجیب و خیره کننده‌ست.
برخلاف بقیه زن‌های اینجا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️