پارت شصت و نهم :

نیهان نخودی خندید و با خوشحالی از اتاق بیرون دوید، تا نیمه‌ی سالن رفت که باز ناگهان ایستاد و سمت اتاق برگشت؛ بدون اینکه در بزند، در را باز کرد و وارد اتاق شد. دستپاچه رو به شریفه که با بُهت نگاهش می‌کرد، گفت:
- عه... ببخشید، یادم رفت در بزنم؛ کتاب آشپزی دارین؟
شریفه با لبخند محوی سر تکان داد و از جا برخاست؛ صدای لف‌ لف کفش‌های طبی‌اش روی پارکت‌ها بلند شد و سمت قفسه‌ی کتاب‌ها رفت.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آرمیس

    3

    سپاس نویسنده عزیز به نظرمن از زبان خود شخص باشه عالی میشه

    ۵ سال پیش
  • ایرسا

    3

    بازم مثل همیشه عالیییی 😃خب حسام چه زود مهربون شد حالا هر *** دیگه ای بود دو ساعت ناز میکرد و اینکه من از حامد هم خوشم اومد و به نظرمن وقتی هستی خیانت مهرادرو میفهمه عاشق حامد میشه و حسام و نیهان باهم

    ۵ سال پیش
  • Naznin

    2

    چ زود *** شد حسام😂

    ۵ سال پیش
  • گوگولی

    3

    عالیه پارت کم بزار مدارس شروع شد شوخی کردم 😂🙄آخی حامد نیهان ودوست داره ولی به عنوان خواهر😔نیهان عاشقتم حسامم که عاشقشه درکل عالیه مشتاقم ببینم چی میشه اخرش

    ۵ سال پیش
  • هستی

    2

    عالی ولی پارت هاش خیلی کوتان

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    22

    این پارتم عالی بود 😁😁😁😁 دیگه مطمئن شدیم که حامد برادر نیهانه🙂🙂🙂

    ۵ سال پیش
  • هانیه

    10

    خوبه گفت میلم ندارم

    ۵ سال پیش
  • غزل

    16

    وایی نیهان چرا فسنجان پخت مگه شریفه نگفت حسام غذای شیرین دوست نداره😂

    ۵ سال پیش
  • نگار

    9

    عالی بود فقط تو کدوم پارت بهش خواهرشو نشون دادم من نخون میشه بگید کدوم پارت بود و غزل که گفت فسنجون شیرینه باید بگم بعضی ها هم فسنجون رو ترش میخورند

    ۵ سال پیش
  • RAHAII

    4

    نشون نداد که هیجانش بیشتر باشه. نیهان خودش تعریف کرد.

    ۵ سال پیش
  • رومینا

    15

    چقدر لوس و مامانیه حسام قشنگ مثل نی نی کوچولو ها قهر کرده بود 😂😂😂😂😂 ولی در کل مثل همیشه عالی بود😜😜😜😘😘😘😙😙😙

    ۵ سال پیش
  • سننه

    17

    ا وا رومینا جون حسام کجاش لوس مامانیه بدبخت از من تو بیشتر سختی کشیده یخورده فک کن بد نظر بده OK

    ۵ سال پیش
  • کیانا

    13

    عالیییییی بود ان شاء الله همیشه باهم مهربون باشن

    ۵ سال پیش
  • آنیم

    8

    این پارت از همشون عالی بود😃😄 مرسی نگارجووون دستت طلا❤

    ۵ سال پیش
  • .

    9

    تو *** بیشتر پارت میزارین ولی اینجا خیلی کم میزارین به هر حال رمان خوبیه😊

    ۵ سال پیش
  • hichkas

    5

    زیبا....

    ۵ سال پیش
  • معصومه

    18

    مثل همیشه عالی 👌

    ۵ سال پیش
  • Fatemeh

    15

    عالی 🤩 🤩 پارت بعدی رو بیشتر طولانی کنی ممنون عزیزم⁦❤️⁩⁦❤️⁩

    ۵ سال پیش
کپی شد!