پرونده ی ناتمام به قلم الهه محمدی
پارت دویست و هشتاد :
-امیدوارم سوغات این رفتن، کولهباری از تجربه بشه.
شمارهی پرواز که اعلام شد، دل دلوین ریخت. نگاهی عمیق به گرشا انداخت:
-ریش چقد بهت میاد. اما بزن! جوونتر میشی.
لبخند نرمی زد:
-زنا مواردی رو بهت گوشزد میکنن که برای خودت اهمیت نداره.
-آینهام بهت نگفت بدون ریش خواستنیتری؟
-جذابیت آدما تو اصالتشونه.
-برای من ظاهر همیشه مهمتر بود. شای
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

م
0چقدر غم انگیز کاش هیچوقت عشق یک طرفه بوجود نمیاومد