پارت صد و بیست و سوم :

عمه کوکب با بینی که چین داده بود از دو تا پله جلو در پایین اومد و روی مبل نشست.
نگاه عجیبی به زن عمو انداخت.
- ستایش جان ناراحت که نیستی از اینکه اومدیم؟
از الان شمشیر رو از رو بست. من می شناختمش... اون نگاهای کارآگاهانه و ریزش، اون بینی چین انداخته و اون قدم های تند، بوی خوبی نمی داد.
زن عمو نگاهی به اون و نگاهی به من انداخت و بعد لبخندی زد.
- نه بابا کوکب خانم، این چه حرفیه.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اوا

    2

    بیچاره الاغ حیوان چهارپاا 😂😂

    ۵ سال پیش
  • آرام

    40

    کی بهتر از تو که بهترینی😍تو دنیایِ رمان ِ بی نظیری 😍 کی بهتر از تو رمان آنلاین داری 😍 ویانا و رها و دیلان و نیهان داری 😍کی بهتر از تووو عکس شخصیت های رمان داری 😍کامنت و کلی چیزای باحال داری ..

    ۵ سال پیش
  • زینب

    10

    وای چه باحال 😍😂😂خلاقیتت تو حلقممممم😂😂😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • رها

    1

    واییییی 🤣🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    8

    😂😂😂😂من دلم زیاد به حال اون حیون چهار پا میسوزه مخصوصا وقتی که این آویزون رو باهاش تشبیع می کنن اون بدبخت کجااا و این کجا

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    2

    کاملا درسته

    ۵ سال پیش
  • هانیه

    6

    عالییی بودددد ینی عالیاااااا واقا هرکی نخونه از دستش لیز خورده البته بعدا میتونن بخونن ولی بازم اگه نخونید این رمانو درجا نصف عمرتون بر فناس😐😁😅❤❤❤❤❤

    ۵ سال پیش
  • تارزان

    5

    خانم آبدار خعلی ممنون فقط جان عمه ویانا پارت ها طولانی تر کن با تچکر ماچ پس کلت

    ۵ سال پیش
  • زینو

    5

    میشه ادامشو بزارینننن

    ۵ سال پیش
  • ایسن

    6

    ممنون از رمانتون ولی داره مزخرف میشه چون اصلا معلوم نیست چی به چی از این شاخه میپرید به اون شاخه هر موضوعی که تو رمانتون شروع میشه به بدترین حال ممکن یا ناقص تموم میشه یا پایان جالبی نداره

    ۵ سال پیش
  • آرام

    9

    سازنده جان مدیونی با دیدن این شعر پارت هدیه برامون نزاری :-)

    ۵ سال پیش
  • سازنده برنامه

    این شعرا رو باید برای نویسنده بگین

    ۵ سال پیش
  • hichkas

    11

    ویانا شد سوگولی مامان آویز:) بابا جا دنی خالیه چند شبه چرا:/!!

    ۵ سال پیش
  • سایه

    12

    فقط اونجایی که مامی آویز گف کم مونده تخت گاز برم تو صورتش😂😂😐

    ۵ سال پیش
  • ماتیسا

    15

    من رو مامی آویز کراش زدم اونم بدجور

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    15

    واییی مامان آویز چه باحاله 😂😂😂میگه بعضی وقت میخوام بهش بگم الاغ دلم به حال اون حیوون چهار دست و پا میسوزه😂😂😂😂آها راستی فک کنم ششمین نفر😂🖐️🖐️🖐️

    ۵ سال پیش
  • *^*^*

    17

    یعنی من عاشق مادر آویز شدم چه باحال گفت آخه الاغ من دلم به حال اون حیوون چهار پا میسوزه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣آها یادم رفت چهارمین نفر😂😂😂😂😁😁😁

    ۵ سال پیش
کپی شد!