پرونده ی ناتمام به قلم الهه محمدی
پارت شصت :
عادت به خواب زیاد و چسبیدن به رختخواب نداشت. صدای شُرشُر آب خوابش را کامل پراند. وسط تخت نشست و نگاهی به اطراف انداخت. از دیشب که وارد خانه شد، همه چیز را سر جایش دید الا وسایل ورزشیاش! بلند شد. برخلاف تنهاییهایش که اکثرا ست ورزشی تن میکرد، لباسی قدیمی که محبوب گرشا بود از کمدش درآورد و پوشید. در سبک همان ستهای ورزشی! خیلی پدر و مادردار نبود. عادت داشت صبحها چهلوپنج دقیقه نرم
لطفا صبر کنید...

آمینا
0پروئه این دختر😅😅