پارت شصت :

عادت به خواب زیاد و چسبیدن به رختخواب نداشت. صدای شُرشُر آب خوابش را کامل پراند. وسط تخت نشست و نگاهی به اطراف انداخت. از دیشب که وارد خانه شد، همه چیز را سر جایش دید الا وسایل ورزشی‌‌اش! بلند شد. برخلاف تنهایی‌هایش که اکثرا ست ورزشی تن می‌کرد، لباسی قدیمی که محبوب گرشا بود از کمدش درآورد و پوشید. در سبک همان ست‌های ورزشی! خیلی پدر و مادر‌دار نبود. عادت داشت صبح‌ها چهل‌و‌پنج دقیقه نرم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • آمینا

    0

    پروئه این دختر😅😅

    ۲ سال پیش
کپی شد!