من و یک دنیا دروغ به قلم آرزو شریفی
پارت چهل و یک :
صبح قبل از رفتن به محل کارم به درخواست صدرا به دیدنش رفتم. برایم صبحانه حلیم شیر خریده بود و هرچقدر گفتم:
- بخدا قبل از بیرون اومدن مامان جیره سه روزم رو یکجا به خوردم داد
باز اصرار داشت که چندتا لقمه بخورم
- مگه حلیم شیر فقط مال جمعهها نیست
- من یجا رو میشناسم که بیشتر روزها میپزه
به زور نصف کاسه را به خوردم داد و بعد از گذاشتن چندتا پاکت انواع خوراکی که صندلی عقب را
لطفا صبر کنید...

زهرا
0به نظر من کسی که زندگی خودش یه لنگ در خواست نمیتوند مشاوره خوبی برای کسی باشه