پارت چهل و یک :

صبح قبل از رفتن به محل کارم به درخواست صدرا به دیدنش رفتم. برایم صبحانه حلیم شیر خریده بود و هرچقدر گفتم:
- بخدا قبل از بیرون اومدن مامان جیره سه روزم رو یکجا به خوردم داد
باز اصرار داشت که چندتا لقمه بخورم
- مگه حلیم شیر فقط مال جمعه‌ها نیست
- من یجا رو می‌شناسم که بیشتر روزها می‌پزه
به زور نصف کاسه را به خوردم داد و بعد از گذاشتن چندتا پاکت انواع خوراکی که صندلی عقب را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    به نظر من کسی که زندگی خودش یه لنگ در خواست نمیتوند مشاوره خوبی برای کسی باشه

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    اینقدره نمیگه تا آوا به خاطر برداشت اشتباهش آبروشو ببره خدا کنه بچه بیچاره رو از دست نده

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️