پارت صد و سی و ششم :

ـ می‌‌دونی نوید خدا خیلی مهربون تر از او چیزیه که ما فکرش رو می‌‌کنیم. این روزا اونقدر مستاصل شده بودم که نمی‌‌دونستم آینده‌‌مون می‌‌خواد چی بشه اما خدا با به وجود آوردن این اتفاق همه چیز رو برامون درست کرد.
نوید با محبت نگاهم کرد و گفت:
ـ چون فقط خودش از عشق پاکی که بینمون بود خبر داشت.
عاشقانه نگاهش کردم و گفتم:
ـ نوید به خاطر همه چیز ازت ممنونم. وجودت توی زندگی من بزرگ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • رها

    0

    عالی بود نوید خیلی مرد بود چه روزای سختی رو هدیه پشت سر گذاشت

    ۳ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم رها جان.‌ تشکر نظرت رو برام ارسال کردی❤️

    ۳ ماه پیش
  • سحر

    0

    خیلی خیلی قشنگ بود ، دوست داشتم باز ادامه داشته باشه ، قلمتون مانا

    ۳ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم سحر جان💖

    ۳ ماه پیش
  • شادان

    0

    من خیلی جاها توقع داشتم هدیه بره سمت نازی ..اینکه کلا اینقد صمیمی بودن اما یه باره تو مشکلات حذف شد خیلی خوشم نیومد ، این مشکل با خاله اشم بود اصلا هیچی از اون موقع که شوهرخاله اش اون کارو کرد به بعدش نداشت کلا اون شخصیت حذف شد تا اخر داستان ..

    ۵ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    به ذهنش رسید سمت نازی بره ولی چون دوستش بود و تنها زندگی نمی‌کرد نخواست مزاحم زندگی اون و خانواده‌ش بشه. در مورد خاله سپیده هم حدود بیست صفحه من در مورد حضور سپیده توی اصفهان نوشتم. یعنی وقتی هدیه و پدرش می‌رن اصفهان هدیه از پدرش می‌خواد سپیده‌رو بیارن پیش خودشون و طلاقش رو از پدرام بگیرن.

    ۵ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    این کارو کردند و بعدم سپیده همونجا با رسول آشنا شد. ولی دیدم این قسمت‌ها خیلی طولانی شده و یه جوری از بدنه اصلی داستان فاصله گرفتم. خواننده‌ام خیلی دوست داره بدونه ماجرای نوید و هدیه به کجا می‌کشه. برای همین همه اون صفحات رو حذف کردم. شاید کار درست این بود که اون قسمت‌ها می‌موند چون بعضی خواننده‌ها

    ۵ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    دوست داشتند در مورد سرنوشت سپیده بدونند.

    ۵ ماه پیش
  • شادان

    0

    خیلی سلیقه ایه ، خیلی از مخاطبا فقط دوست دارن همش درمورد شخصیت اصلی بخونن اما خب من دوس داشتم بیشتر بدونم از سرگذشت خاله اش ...🌷ممنون از توضیحاتتون ..قلمتون مانا

    ۵ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🙏❤️

    ۵ ماه پیش
  • شادان

    0

    حقیقتا شروع داستان رو خیلی دوس داشتم ، از نوع برخورد نوید و اون ارتباطی که با طناز داشت و اینا خیلی شروع جذابی بود،هرچند توی طول داستان توقعاتم رو براورده نکرد اما جزو رمانهای دوست داشتنی بود که بابت وقتی که گذاشتم خوشحالم.به نظرم مهمترین درسی که ازش گرفتم همین بود که قدر باهم بودنمون رو بدونیم

    ۵ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم. تشکر بابت نظراتت عزیزم❤️🙏

    ۵ ماه پیش
  • شادان

    0

    دست نویسنده عزیز دردنکنه ، رمان فوق العاده خوبی بود، شخصیت هدیه رو دوس داشتم اما از باباش اصلا خوشم نمی اومد ، از همون اول داستان خودش باعث دو دستگی میشد اما همش توقع داشت ندا با شرایط کنار بیاد

    ۵ ماه پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم. بله. پدر هدیه یه جاهایی تو داستان تبعیض قائل می‌شد بین همسر و دخترش و اینم بر می‌گشت به اینکه علاقه‌ش به ندا کمتر از خود اون بود و خب همه این‌ها مکافات عمل خود ندا بود.

    ۵ ماه پیش
  • ارزو

    0

    خیلی رمان عالی وخواندنی بود از خواندنش ِلذت بردم ممنون از نویسنده عزیزباقلمی عالی

    ۱ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم آرزو جان. خوشحالم دوسش داشتی❤️🌹

    ۱ سال پیش
  • Sedi

    0

    ممنون خانم نعمتی عزیز واقعا گاهی اوقات آدما قدر کنار هم بودن نمیدونن. ممنون که با رمان قشنگت این نکته ی ساده رو یادمون انداختی. ان شاءالله راهت پرنور و روشن باشه.

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    تشکر عزیزم. خوشحالم داستان مورد علاقتون واقع شده و در ذهنتون اثر گذار بوده. انشاالله همیشه در بین خوانندگانم ببینمتون و از نظراتتون استفاده کنم💞

    ۲ سال پیش
  • بهاره

    0

    سلام مرضیه جون ❤️ عالی بود واقعا لذت بردم از خوندنش و اینکه انقد خوب تموم شد خیالم راحت شد 💕بازم ممنون منم باجازتون برم سراغ رمان بعدیتون 🙏😅

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    سلام عزیزم. سپاس از لطف و مهربونیت🌹 حتما داستان های بعدی رو بخون و برام نظر بذار🥰❤

    ۲ سال پیش
  • سایه

    0

    بسیار زیبا بود سپاسگزارم موفق و پایدار باشید🌺

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    تشکر عزیزم. سپاس از لطفتون♥️

    ۲ سال پیش
  • Hadis

    0

    رمانتون عالی بودنویسنده عزیز ممنون که رایگان گذاشتین

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    تشکر عزیزم💖

    ۲ سال پیش
  • یاسی

    0

    درود بر شما رمان جالبی بود مثل رمانهای دیگه ایی که ازتون خوندم همگی دلنشین و زیبا مانا باشید

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم. سپاس از لطفتون💖

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    سلام رمان عالی بود ممنون که رایگانش کردید🌹🌹🌹⚘⚘⚘⚘🌷🌷🌷🌺🌺🌺

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    سپاسگذارم عزیزم💖🌹

    ۲ سال پیش
  • آمنه

    0

    سلام نویسنده جان ممنون ای بابا گفتین وقت داریم گفتم شاید اضافه شده ممنون بابت پارت های آزاد شده تمومش کردم آخیش راحت شدم دیگه دقدقه بعد چی میشه ندارم مرسی عالی گل کاشتی

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    سلام عزیز. پنج روز رایگان برای خواننده‌هایی هست که عقبن. شما که مرتب و پی‌گیر خوندین چند پارت پایانی براتون باز شد. ممنون بابت نظراتتون🙏💖

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    0

    رمان خیلی خوبی بود یعنی عالی بود مرسی خانم نویسنده که رمان رو رایگان قرار دادین تا بخونیم💝🥰🌷🌷🌷

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    تشکر عزیزم. خوشحالم دوسش داشتید💖

    ۲ سال پیش
  • هاناخانوم

    1

    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ❤🧡💛

    ۲ سال پیش
کپی شد!