آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت صد و هفتم :
عشقی ارزش این همه عذاب را داشت؟! نگاهم را به سویش برگرداندم:
ـ خوبه که پشیمون شدی و به همه حقایق اعتراف کردی.
چند ضربه به در خورد و نگاهم به سمت در رفت. نوید در آستانه در ایستاده و داشت به ندا نگاه میکرد. ندا لبخند ضعیفی زد و گفت:
ـ حال طناز چطوره؟
نوید سکوت کرد. ندا دوباره اشک ریخت. نگاهش را از نوید متوجه من کرد و گفت:
ـ هردوتون منو ببخشین.
من و نوید هیچ نگفتیم. ندا ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
خوانندگان رایگان می تونندچهارشنبه ها،پنج شنبه ها و جمعه ها بین ساعت یازده و ربع تا یازده و نیم شب یک پارت به صورت رایگان مطالعه کنند.
۲ سال پیشم
0انتظار داره فورا ببخشه درحالی که چند بار بیخبر ولش کرده رفته،نوید حق داره اگه نبخشه ودیگه اعتماد نکنه
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
💔❤
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
0این خیلی بی انصافیه، رمان از ابتدا باید یا رایگان باشه یا حق عضویتی من اگه میدونستم وسط رمان اینجوری ضد حال میخورم اصلا نمیخوندم