آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت نود و پنجم :
این مرا مقابل نوید شرمنده نکند اما افسوس که طناز دیروز آب پاکی را روی دستم ریخته بود. ندا به هیچوقت کوتاه نمیآمد و با دیدن من بدتر هم میشد. صدای نوید مرا از افکارم بیرون کشید:
ـ بازم که رفتی تو فکر.
ـ نوید! نمیدونم چی بگم. از روت شرمندهام.
ـ این چه حرفیه؟ ممکن بود به جای پدرت من تو این شرایط باشم. نگران نباش. پدرت از زندان بر میگرده و همه بدهیاش رو خودش صاف میکنÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
عالی بود👏😍خیلی با فضای آخر پارت همخونی داره👌❤🙏
۲ سال پیشفاطمه
0سلام مرضیه جان من تا پارت ۹۵ رمان خوندم واسه بقیه پارت ها چیکار کنم
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم اگه میخواید رایگان بخونید روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه بین ساعت یازده و ربع تا یازده و نیم شب یک پارت رایگان میشه. اگر هم کل رمان رو میخواید بخونید حق عضویت بگیرید.
۲ سال پیشاسرا
0حالایکی پیدانشه ازلپ لپ خوشیشون زایل بشه🙏💞
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
❤
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

تمنا|Tamanna
0تو از کجا رسیدی که هر شب شب نیلوفری باشه، گل عاشقیمون صورتی باشه..... من به ساز تو میرقصم تا تو با منی نمی ترسم با تو هر روز عاشق هستم چشمات من میپرستم😂😍این اومد تو ذهنم