پارت هشتاد و هفتم :

کلاس به پایان رسید. الهه با خستگی از مدرسه بیرون آمد و چشمش به پرهام افتاد که به دیوار مدرسه تکیه زده و انتظار او را می‌‌کشید. یک دل سیر نگاهش کرد. چهره‌‌اش جاافتادهتر و جذابتر از گذشته شده بود و چند تار موی سفید در میان موهایش او را خواستنی‌‌تر می‌‌کرد. متوجه شد عده‌‌ای از شاگردانش آن‌‌ها را زیر نظر دارند. از خودش خجالت کشید. چرا آن‌‌قدر مجذوب او شده بود که لحظه‌‌ای همه را فراموش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    1

    دستتون درد نکنه واقعا عالیع فقط پارت هاتون رو بیشتر کنید

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ممنون عزیزم❤ تا پایان داستان رایگان شد.

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی عالی😍هوراااا بالاخره الهه قرار دانیال رو ببینه 😍💃عالییی بود مرسی مرضیه جونم 💋💋

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    ♥️♥️

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    0

    گروکشی کرد.وقتی میدونه یه مادرهررکاری برای دیدن بچه ش میکنه🥹

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    👌❤

    ۲ سال پیش
کپی شد!