آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت هشتاد و چهارم :
پیش خدمت که از راه رسید، نوید سفارش قهوه و نسکافه و کیک داد و دنباله نگاهش را به من داد.
ـ خوبی؟
به یاد حرفهای شایان افتادم که شاید دیدارهایش با من و حمایتهایش به خاطر مهر و علاقه بود. بیشتر در صورتش دقیق شدم. جدی بود. چیزی نشان نمیداد. اندیشیدم: «لعنتی! هیچوقت نمیشه از احساست سر در آورد.»
جواب دادم:
ـ ممنون. امیدوارم علت این دیدار واقعاً مهم باشه چون من...
دستش را بر
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
♥️♥️
۲ سال پیشZarnaz
0واییییی آقای سر دبیر مون خیلی خوبه دوستش دارم ❤️😍میگه فقط تو یه جابشین و کاری ونکن انگار هدیه یه بچه خراب کاره🤣🙈عالی بود مرسی مرضیه جونم ❤️💋وایییی براش هدیه خریدهههه💃💃💃اونم عینک آفتابی 😎😎😍😍
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
😍😍♥️♥️
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اسرا
0ممنون بانو😘