پارت هشتاد و دوم :

فصل 54
دانیال و هومن کلاس سوم ابتدایی بودند و پرهام دانشجوی رشته پزشکی. تمام فکر و ذکر دانیال گذراندن اوقاتش با هومن بود. هومن سفید بود با موهای بور و چشمان قهوه‌‌ای روشن و تیز بین. ساکت و کم حرف بود با یک دنیا افکار پیچیده که خودش از آن‌‌ها سر در می‌‌آورد. قوه تخیل قوی‌‌ای داشت و دانیال هم با خود به عالم تخیلات خود می‌‌برد. چند بار پرهام آن‌‌ها را در آشپزخانه و در حال درست کردن مح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    0

    چطوری جرئت کردن همچین کاری کنن کارسعید خیلی درست بود منم بودم میزدم تو گوششون 🤦 ♀️من بیست سالمه میترسم اینا چطور رفتن بالا که خودشون بندازن🤦 ♀️عالی بود مرسی مرضیه جونم 💋❤️

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    از پسرهایی با شخصیت هومن این کارا بعید نیست🙂💛

    ۲ سال پیش
کپی شد!