بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت هشتاد و دوم :
فصل 54
دانیال و هومن کلاس سوم ابتدایی بودند و پرهام دانشجوی رشته پزشکی. تمام فکر و ذکر دانیال گذراندن اوقاتش با هومن بود. هومن سفید بود با موهای بور و چشمان قهوهای روشن و تیز بین. ساکت و کم حرف بود با یک دنیا افکار پیچیده که خودش از آنها سر در میآورد. قوه تخیل قویای داشت و دانیال هم با خود به عالم تخیلات خود میبرد. چند بار پرهام آنها را در آشپزخانه و در حال درست کردن مح

لطفا صبر کنید...

Zarnaz
0چطوری جرئت کردن همچین کاری کنن کارسعید خیلی درست بود منم بودم میزدم تو گوششون 🤦 ♀️من بیست سالمه میترسم اینا چطور رفتن بالا که خودشون بندازن🤦 ♀️عالی بود مرسی مرضیه جونم 💋❤️