بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت هشتاد و یک :
فصل 53
میثم و الهه بدون حرفی به پشتی تکیه زده و هر کدام در افکار خودشان غرق بودند. الهه به ساعت نگاه کرد. ده دقیقه به یک نیمه شب بود. سرش را روی زانوانش گذاشت و به آرامی اشک ریخت. میثم با خستگی و درماندگی پاهایش را بغل زده بود و از گریههای بی صدای الهه عذاب میکشید. بعد از مطلع شدن پدر و مادر الهه از بیماریاش و اصرار آنها به شیمی درمانی، میثم به قدری از دست الهه رنجیده بود
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

Zarnaz
0عالی بود مرسی مرضیه جونم ❤️❤️