پارت هفتاد و نهم :


فصل 51
نسرین دم در خانه الهه ایستاده و در فکر خواب پریشان شب قبلش فرو رفته بود. زنگ را فشرد و در ناگهان باز شد. از پله‌‌ها بالا رفت و از در باز، داخل خانه شد. کسی را ندید. با صدایی بلند الهه را صدا زد و الهه با سر و وضعی آشفته و چشمانی پف کرده از اتاق خواب بیرون آمد و به استقبال او آمد. نسرین فهمید خوابش بی علت نبوده. با نگرانی پرسید:
ـ چی شده؟ چرا انقدر چشمات قرمزه؟ با میثم دعوا کرد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    0

    واوووو عاشق میثم شده😍درسته میثم یه آدم آقا و آرام خیلی دلم براش میسوزه ولی نمیدونم چرا پرهام شیطون و بیشتر دوست دارم🙈❤️که هی ازیت کنه بیاد معذرت خواهی 🥺🙈عالی بود مرسی مرضیه جونم ❤️😘

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    پرهام قلب پاکی داره و ساده‌ست. برای همینم الهه جذبش شد‌. شرایط زندگی و تربیتش باعث شد که اون خطاها و اشتباهات ازش سر بزنه♥️

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    لااقل از میثم بچه دار بشه بدون یادگار نباشه🥲🥲پرهام هم خیلی نامرده که الهه رو پیش دانیال بد کرد😡🤬

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    👌💖

    ۲ سال پیش
کپی شد!