پارت هفتاد و هفتم :


فصل 49
گریه‌‌های دانیال و بی تابی او به خاطر دوری از مادرش پرهام را عصبی کرده بود. دو روزی بود که همراه پسرش به آلمان آمده بود وتصمیم داشت او را برای همیشه نزدخود نگه دارد. دانیال یادگار الهه بود. اگر چه الهه با ازدواج با میثم زخمی بزرگ بر دل پرهام نشانده بود اما هردو این را خوب می‌‌دانستند که ته دلشان باز هم نمی‌‌توانند یکدیگر را به فراموشی بسپارند.
پرهام به هیچ وجه نمی‌‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zarnaz

    2

    چقدر میثم گناه داره 🥺دلم براش میسوزه 😥عالی بود مرسی مرضیه جونم 💋💋

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    💔❤

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    2

    این وسط من فقط دلم برای میثم بیچاره وعاشق میسوزه به جرم عشق داره میسوزه بی گناه

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    💔💔

    ۲ سال پیش
کپی شد!