آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت شصت و سوم :
ـ خیلی وقته ازش خبر ندارم. بعد ازدواج پدرم با نامادریم دیگه ندیدمش.
نگاه زن ناگهان رنگ دلسوزی گرفت و گفت:
ـ الهی بمیرم! میفهمم چی میگی. سپیده طفلک حتماً نخواسته جای خالی خواهرش رو ببینه. راستش تا جایی که من میدونم سپیده همون وقتا که مامانت از دنیا رفت، ازدواج کرد. شنیدم پنج سال بعد طلاق گرفت و الانم با یکی دیگه ازدواج کرده. شیش ماه پیش اومده بود تو کوچه و با همسایههای ق
لطفا صبر کنید...
