پارت شصت و پنجم :

فصل 42
منصور متفکرانه به الهه می‌‌نگریست. علت ازدواج مجدد الهه را دلیلی جز انتقام از پرهام نمی‌‌دانست. خوب می‌‌دانست دخترش چه ضربه روحی سختی از پرهام خورده اما نمی‌‌توانست اجازه عمل پوشانیدن به این تصمیم را به او دهد. صدای نسرین را شنید:
ـ الهه! تو می‌‌‌‌فهمی داری چی کار می‌‌کنی؟ می‌‌خوای با دوست پرهام ازدواج کنی؟
ـ درسته دوست پرهامه ولی اصلاً مثل پرهام نیست. خود پره

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    0

    الان پدرالهه میره میثم خواستگاری بکنه البته ابن یه چیزخیلی خوبیه

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    به به آشنا درآمدن حله باهم ازدواج میکنن هوراااا عروسی در پیش داریم💃💃😍😍

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🥰🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!