پارت پنجاه و هفتم :
نیهان با شوقی سکرآور گونهی حسام را بوسید و گفت:
- دمت گرم حسام، هلاک این مرامتم!
- بشین دختر، پشت فرمونم. نگامون میکنن زشته!
دخترک سر جایش نشست و زیر لب گفت:
- در بیاد چشمشون...
لحظهای بعد، ماشین حاشیهی خیابان متوقف شد و حسام حینی که کمربندش را باز میکرد گفت:
- پیاده شو
نیهان نگاهی به اطرافش انداخت و پرسید:
- اینجا چرا؟
حسام اشارهای به مغازهی موبایل فر
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
سارا
2اه اه دختره ی عصا قورت داده ایششش حالم از این هستی بهم میخوره دختره کخصل الاغ دلم میخواد گردنش رو بشکنم احمق کثافت
۵ سال پیشنفس
5به نظر من که شریفه خانم فهمیده حسام عاشق هستی بوده
۵ سال پیشمریم
3آدم مگه خله سر یه لجبازی عمرشو تباه کنه اونم هستی که انقدر مغرور و خودخواهه ولی فعلا تا اینجا که داره از حرص میترکه ببینم بعدش چی بشه
۵ سال پیششیلا
1اینکه هستی حسادت به نیهان میکنه دلیل بر دوست داشتن حسام نیست دوستان چون اون لوس وخودشیفته بار آمده و هر چی که گفته کسی رو حرفش حرف نیاورده واسه همین که توجه حسام به هستی نیست حسادت میکنه ونیهانو بدمی
۵ سال پیشسینا
42حاضرم قسم بخورم هستی عاشقه حسامه ازحرص خوردن وتهینایی که به نیهان میکنه معلومه
۶ سال پیشالیا
10آقا سینا مگه میشه عاشق حسام باشه بعد بره پیش مهراد چرا خب؟😮😮😮😐
۶ سال پیشدختر جنگل
15با آقا سینا موافقم... ببین هستی تو پارت های اول که اومد پیش حسام، بهش گفت چرا ازدواج نمیکنی، و از این حرفا. مطمئنم از لجش با حسام با مهراد عقد کرد. حرص خوردن های الانش هم در نظر بگیر
۶ سال پیشبیتا
4باهات موافقم 👌🏻👌🏻
۶ سال پیشپریا
1شاید
۶ سال پیشالیا
5آره شاید 😕😕 از هستی گستاخی که من میشناسم هیچی بعید نیست عزیزم😑😑چقدر من از این شخصیت متنفرم😐😐😡😡😡😤😣
۵ سال پیشصبا
8اگه اینجوری باشه من قید این رمانو میزنم مگه خل شده عاشق یکی دیگه باشه بره با مهراد ازدواج کنه اون حسام رو مثل داداشش می دونه و دلش میخواد حسام فقط از اون حمایت کنه و می ترسه نیهان سرش کلاه بذاره همین
۶ سال پیشهاکان
6به نظرم حسام خیلی کوتاه میادمیذاره هستی وشریفه هرچی دوس دارن به زنش بگن زن آدم غروروغیرتش هرچندحتی اگه دوسشم نداشته باشه بالأخره اسمش توشناسنامش هست حرصم میگیره ازش😉😑😕😠😬
۶ سال پیشZeinb
5اره درسته اسمش تو شناسنامشه ولی خب حسام چند ساله پیش اونا زندگی کرده،نیهانن فعلا تازه اومده نمیتونه چیزی بگه بیچاره باید بسوزه و بسازه😉😂😂😂
۶ سال پیشصبا
2اگه حمایت های شریفه نبود حسام به اینجا نمی رسید حالا به خاطر یکی که تازه وارد زندگیش شده و هیچ علاقه ای بهش نداره بره به شریفه و عشقش چی بگه؟!!
۶ سال پیشصبا
1سلام نویسنده ی عزیز ازتون یه درخواست دارم.. لطفاً ادامه ی رمان رو جوری بنویسید که نشه حدس زد آخرش چی میشه اگه در آخر نیهان و حسام بهم برسن واقعاً مسخره میشه لطفا متفاوت بنویسید نه مثل بقیه رمان ها
۶ سال پیشرومینا
2اول اینکه عید همگی مبارک باشه امیدوارم سال خوبی رو داشته باشید😘😙😙 و اینکه به نظر من آقا سینا درست میگن امکان اینکه هستی از روی لج با مهراد ازدواج کرده باشه زیاده😒 در کل مثل همیشه عالی بود 😜😉😉😉
۶ سال پیشMahdiyeh
3امروز چرا پارت نزاشتین😕بخاطر عید پارتارو زیاد کنید خواهشن😁
۶ سال پیشسایا
5وای چراامشب پارت نذاشتی نگارجون من خیلی منتظربودم ببینم شریفه بازمی خوادچه زرمفتی بزنه این حسام هم چیزی بهشون نمیگه ایییی حرصم میگیره😃😂😕😑😕😦
۶ سال پیشگوگولی
6عالیه مرسی ☺❤وایی ازهستی هنوزم متنفرم بامهراد😶😒نیهان عاشقتم عین خودمی تاطرف ونسوزونی بیخیال نیستی هستی وتامیتونی بچزون
۶ سال پیش/
9در کنار هستی از مهرادم بدم میاد موافقید؟همه حرفاش با طعنه بدون اینکه بدونه نیهان کیه یا از کجا امده 😐
۶ سال پیشرویا
44هیچ *** از هستی خوشش نمیاد موافقین لایک کنید😐✌
۶ سال پیشیاس
19باهات موافقم منم هیچ از هستی خوشم نمیاد😐✌
۶ سال پیشبهار
11منم باهات موافقم ازش بدم میاد😐✌
۶ سال پیشایدا
5سلام پس چرا امروز پارت نزاشتیدنگارجون من خیلی منتظرم خواهشا پارت هارو هم یکم بیشترکن به عنوان عیدی خواهشاااااا سالللللللللللللل نو هم مبارک😁💋💋
۶ سال پیش
1امروز پارت گذاری نمیشه
۶ سال پیشZeinb
9ینی بزنم این هستی با دیوار یکی شه اخه به توچه فوضول،وای نمیشه عیدیمون پارتای بیشتر باشه خواهش،عیدتونم مبارک😁😁😍🎈
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
3هستی قشنگ خواهر شوهره خوشم میاد ازش 😂