پارت صد و سیزده :

ننه جون چپکی نگاش کرد.
- اونم انتخاب تو!
پوزخندی زدم.
- اتفاقا فکر کنم انتخابش خیلی باب میل این خانواده باشه چون دقیقا شبیه مامان بزرگه!
مامان بزرگ که تا اون لحظه ساکت بود به حرف اومد.
- مگه من چطوره اخلاقم؟
- هیچی فقط سخت گیرید، اونم همین طوره!
و فقط خودم می‌دونستم مامانم چه خون دل‌ها از دستش خورده و ناهید جون چیکارش که نکرده!
همه دنبال عکس بودن و عمو ابرویی بالا ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهسا

    0

    یعنی پوکیدم از خنده ها🤣

    ۲ سال پیش
کپی شد!