سیاهی لشگر به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و سیزده :
ننه جون چپکی نگاش کرد.
- اونم انتخاب تو!
پوزخندی زدم.
- اتفاقا فکر کنم انتخابش خیلی باب میل این خانواده باشه چون دقیقا شبیه مامان بزرگه!
مامان بزرگ که تا اون لحظه ساکت بود به حرف اومد.
- مگه من چطوره اخلاقم؟
- هیچی فقط سخت گیرید، اونم همین طوره!
و فقط خودم میدونستم مامانم چه خون دلها از دستش خورده و ناهید جون چیکارش که نکرده!
همه دنبال عکس بودن و عمو ابرویی بالا ا
لطفا صبر کنید...

مهسا
0یعنی پوکیدم از خنده ها🤣