بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت پنجاه و سوم :
یک هفته بود پرهام به ایران بازگشته بود و سعی داشت الهه را در مورد شغل دومش قانع کند.
ـ کار دوم یعنی چی؟ من سر در نمیارم.
پرهام در حالی که دانیال را روی پای خود نشانده بود، به دستش یک سیب سرخ داد و گفت:
ـ وضعمون توپ میشه الی.
الهه با اخم و سرزنش نگاهش کرد:
ـ من از همین وضع راضیام. ببینم اصلاً چی شده تو انقدر کاری شدی! کار پدر خودتو به زور میری حالا میخوای کار دوم
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم ممنون از لطفتون به داستان. امکان رایگان نیست. مبلغ عضویت وی آی پیش اونقدری نیست.
۳ سال پیشاسرا
0مرضیه خانم چرابعضی پارت طولانی بعضی کوتاه ند؟
۳ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
سلام عزیزم بعضی بخشهای داستان نسبت به بخشهای دیگه کوتاهتره.
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فرزانه
1سلام نویسنده جان شما که تا پارت ۵۲ رمان رو رایگان کردی بقیش رو هم رایگان کن لطفاً دوس دارم بدونم ادامش چی میشه ممنون