بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت چهل و پنجم :
الهه دورادور ایستاده و به سیما نگاه میکرد. در حال گذاشتن قاشق سوپ در دهان پرهام بود. پرهام با بی میلی دهان باز میکرد و منتظر بود تا قاشق را الهه بگیرد و خودش غذا داخل دهان او بگذارد. الهه جلو رفت:
ـ بذارید من بهش بدم.
سیما به هردویشان نگاه کرد. عشق با تمام قدرت او را از معرکه بیرون میانداخت. قاشق را داخل سینی گذاشت و رفت. الهه لبخند زد و مقابل پرهام نشست. گرمای نفسهای هرد

لطفا صبر کنید...

اسرا
2عالیه خانم مرضیه نعمتی