آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت سی و هفتم :
آنقدر اوضاعم به هم ریخته بود که نمیخواستم جواب بدهم اما یکدفعه به موبایلم زنگ زد و مجبور شدم گوشی آیفون را بردارم:
ـ بله؟
ـ باز کن!
آنقدر محکم و جدی گفت که مطیعانه در را باز کردم. بعد هم با سرعت به طرف اتاقم دویدم و لباس مناسب پوشیدم و جلوی در رفتم. همین که در آپارتمان را باز کردم با نوید روبه رو شدم. شیک و آراسته در حال نظارهام بود. دلم رفت. با صدایی که سعی داشتم لرزان نباشد

لطفا صبر کنید...

اسرا
0عالیه بانو 🙏