پارت بیست و پنجم :

در ایستگاه اتوبوس که می‌بینمش می‌فهمم که مینو همان مینوی پرانرژی همیشه نیست. رنگ و رویش پریده و برخلاف همیشه از آرایش پر و پیمانی که اعتراض پدرش را دربرداشت، خبری نیست. دسته‌ موهای سیاه رنگش که با فر درشت از کنار شالش آویزان می‌شدند، امروز در حصار کش تنگی به عقب کشیده شده بودند. نمی‌توانم نگرانش نباشم، اما رگ خوابش دستم است؛ باید فرصتی بدهم تا به میل خودش به حرف بیاید.
بعد از رسید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهسا

    0

    حس میکنم مینو از بچگی به آوا حسادت می کرده. کراشش هم همون سمیر بوده که احتمالاً از تو عروسی چشمش آوا رو می گیره و بعداً باهاش ازدواج می کنه. ولی بعداً با همین مینو به آلای بیچاره خیانت میکنه مردک عوضی

    ۲ سال پیش
  • سونا

    0

    قشنگه

    ۲ سال پیش
  • سونا

    0

    داره جالب میشه

    ۲ سال پیش
  • سونا

    0

    داره جالب میشه

    ۲ سال پیش
  • سونا

    0

    داره جالب میشه

    ۲ سال پیش
  • لیلی

    0

    فک کنم کراش مینو شوور خائن آوابوده

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    👌❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • نازنین مریم

    0

    خیلی قشنگه ،ای کاش آوا قبل از ازدواجش پی به ذات پلید مینو می برد خدا قوت نویسنده جان

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️