تو نشانم بده راه به قلم فاطمه اصغری
پارت بیست و سوم :
- خوبه حالا. فعلا که با این تن صدایی که تو داری اقدس و دار و دستهش میان میبرنت. شوهر کردن و فرنچ کیس منو نمیبینی.
- دخترا مینو اومد.
با اشارهی شیرین نگاهمان را به ورودی ساختمان دانشکده میدهیم. دستی برایش تکان میدهم تا ما را ببیند. امروز حالش مساعد نبود؛ از صبح که به دانشگاه آمده بود، رنگ و رویش پریده بود و لبهایش به سفیدی میزدند. وقتی هم دلیلش را پرسیدم، عادت ماهیانه را

لطفا صبر کنید...

مهسا
4حتماً مینو عاشق سمیر بوده و سمیر تو عروسی بوده و عاشق آوا شده و به مینو گفته تو رو دوس ندارم و از اون دوستت خوشم اومده! 🙄😑