پارت ششم :

لحظه ای مثل کلاغ سیاه پوش به انتظارمردار به تماشا ایستادم

شنیده بودم انسانهای مجنون نیروی به اندازه چهار مرد پیدا می کردند.

گچ روی دستش را شکسته و با نفرت مقابل پایم انداخت. مابین گچ چرک آلود فلزی آبی رنگ شبیه ستاره نظرم را جلب نمود.

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!