پارت پنجم :

طیاره اش را جلوی آپارتمان نوساز و شیک چند طبقه متوقف کرد. حس می کردم من و سام و طیاره اش وصله ناجوری برای شان و منزلت این محله بودیم.


سام با دهانی باز به نمای شیشه ای ساختمان زل زد و با طعنه گفت:


-آبجی اینجا میتونی گونی ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!