در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت هشتاد و ششم :
منیر از اینکه او را رضایتمند میدید، لبخند شیرینی زد و رو به پیمان گفت:
- واسه تو هم بگیرم مامان جان؟
پیمان دستی توی هوا تکان داد و پاسخ داد:
- من اعتقاد ندارم!
رفت توی اتاقش و در حالی که لباسهایش را با یک شلوار جین و هودی زرشکی بدون طرح عوض کرده بود، بیرون آمد. منیر با دیدنش گفت:
- کجا میری؟
- واسم کار پیش اومده میرم!
- خب بمون اول ناهار بخور...
پیمان واقعا میâ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
سیتا
0مرتضی قاطیه الان یه بلای میخواد سر گلشن فرهاد و پیمان بباره ولی به قول سهیل به فن خواص نیاز داره
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اتفاقا الان هر دوتا پسرخاله رو میزنه🤣
۳ سال پیشباران
0❤💚
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۳ سال پیشایلما
0جذاب لنتی 😍فرهادومیگم😜
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
میدونم... میدونم🤣
۳ سال پیشایلما
1عجب پارت هیجانی بود ایول خوشم اومد😍😍😁
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت🤩
۳ سال پیشهانیه
1خیلییی داره هیجانی میشه بالاخره قراره همه چی رو شه😬 عالی بود💕
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اره دیگه.... دارم جمع میکنم که برم🤭💔
۳ سال پیشهانیه
0دلمون تنگ میشه برات☹
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یه مدت بعد بر میگردم🤪
۳ سال پیشامیرحسین
0الان این فصل اولش تا کجا بود؟!من متوجه نشدم😐
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اگه پارت پنجاه و هشتم رو باز کنی خط اولش نوشته فصل دوم. یعنی اینکه فصل اول تا آخر پارت پنجاه و هفتم بوده... امیدوارم تا الان از رمان راضی بوده باشی☺️💚
۳ سال پیشحنانه
0وقفه بین فصل دوم وسوم چقدره
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یا پنجشنبه یا جمعه شروع میشه فصل جدید. تایپش رو انجام دادم منتها باید مرتب و ویرایشش کنم
۳ سال پیشزینب
0منتظر پارت فردام وای یعنی چی میشه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منم منتظرم کامنت هاتون رو ببینم. مطمئنام هرچند شاید خیلی هاتون همچنان به پیمان حق ندید ولی شاید یکم درکش کنید
۳ سال پیشدلنیا
0عالیه🤍
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی💚
۳ سال پیشیاس
0❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۳ سال پیشدلنیا
2ولی نویسنده جون دمت گرم بااینکه بیشتراز ده سال رمان میخونم ولی نمیدونم تهش چی میشه هیجانشو دوست دارم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم🙃💚 تهش رمان تموم میشه🤣
۳ سال پیشدلنیا
1از نظر من یه عاشق تو هیچ شرایطی بی خیال عشقش نمیشه ولی پیمان این کارو کرد حتی اگه مادرشم هرکاری کرده بود باید پا به پای گلشن می اومد انقد تنهایی زجرنمیکشید گند زد ب زندگیش حق فرهاده گلشن🥀🖤
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
توی پارت پنجاه و دوم پیمان به مادرش گفت رفتم تا گلشن باورش به مهم ترین آدم زندگیش نشکنه🥲💔 چون مرتضی گفته بود اگه بمونی به گلشن میگم چی شده
۳ سال پیشدلنیا
0واقعا اگه این گلشن ب شدت عاشق فرهادنشه من خودمو میکشم دیگه نویسنده جون تصمیم با خودته وااای دارم از کنجکاویی میمیرم 🥲
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
راست گفتی🥲💔
۳ سال پیشآرتمیس
0💞💞💞👏👏👏🙏💐
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

چیپسی
0بلخره داره این راز بزرگ برملا میشه