طلسم تارادیس به قلم طیبه حیدرزاده
پارت یکم :
فصل اول: سندی ها
مرا زنده درتابوت دفن کرده بودند. با دست به چوبهای بالای سرم کوبیدم. از وحشت به نفس تنگی افتاده بودم و حس می کردم ریه هایم هر لحظه از کمبود اکسیژن منفجرخواهد شد. فکر می کردم هرلحظه که می گذشت عفریت مرگ بیشتر روی سینه ام فشارمی آورد. شن های ریز از لابه لای چورمان فوق به علت ویرایش و بازنویسی غیرفعال شد و تا اتمام ویرایش امکان مطالعه آن وجود ندارد.
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
عسل
0خوب بود
۱ سال پیشالهه
0من همیشه رمان های این نویسنده عزیز رو دنبال میکنم
۱ سال پیشAseman
0خیلی خوبه
۲ سال پیشصبا
0عالیه
۲ سال پیشطاها
0خوب
۲ سال پیشمریم
0خیلی عالی ترسناک هست
۲ سال پیشنرگس
0تا اینجا که جالب بود
۲ سال پیش
طیبه حیدرزاده | نویسنده رمان
تشکر عزیزم.
۲ سال پیشستایش
0عالیه
۲ سال پیشستاره
0عالی بود
۲ سال پیشفاطمه
0لطفا عکس شخصیت ها🤲🏻😍
۲ سال پیش
طیبه حیدرزاده | نویسنده رمان
عزیزم انگار تو آپ نمیشه عکس گذاشت. آیدی اینستام هست سرچ بزنید، تیزر رمان توی پیجم هست
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
هتی
0عالی