آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت بیست و پنجم :
ـ میای بریم آرایشگاه ماندانا؟! تو رو جون هر کی دوست داری بیا باهام. اگه تو تاییدش کنی مامانم چیزی نمیگه.
ابرو درهم کشیدم:
ـ به من هیچ ربطی نداره!
دستم را کشید و گفت:
ـ خیله خب! ببخشید بابت اون روز... انقدر کینهای نباش دیگه!
ـ باید از پدرمم معذرت خواهی کنی.
ـ آخه نمیشه که سر اون قضیه رو دوباره باز کرد. همون موقع باید معذرت خواهی میکردم.
اخم کردم و لبهایم ر
لطفا صبر کنید...
