پارت دوازده :

کف دستانش روی دیوار مشت شد. او مرد ایده‌آلش نبود. شاید اگر دست از زنبارگی و عیش‌ونوش‌های عیانش برمی‌داشت و کمی شبیه انسان سالم و نرمال و فهیم رفتار می‌کرد، وصال هم دست از سرسختی برمی‌داشت، اما دامیار حاضر نبود به‌خاطرش دست از کج‌رَوی‌هایش بردارد. یقین داشت در آینده هم تغییر نمی‌کند. مرد جوان مصداق گرگی بود که توبه‌اش به مرگ ختم می‌شد.

_ شده خودمو بکشم، ننگ همسری تو رو به دÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حنانه

    1

    کسایی که ازین شخصیت های خودخواه و مغرور وچندش خوششون میاد رو درک نمیکنم

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    ❤🌱

    ۲ سال پیش
  • نسیم

    1

    از قرار معلوم دامیار خان دقیقا از اون دسته شخصیت مغرور و خودخواهیه که کلی مخاطب رو عاشق خودش می کنه😍

    ۲ سال پیش
  • رویا ملکی نسب | نویسنده رمان

    😊👌

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    1

    لایک 😍جذبش شدم😎

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️