پارت بیست :

ـ خواستم بدونی اگه طناز پشت سرت داشت حرف می‌‌زد توام چند وقت پیش به طناز مظنون شده بودی!
ـ من عذرخواهی کردم از هر دوتون. این توجیه خوبی برای کار طناز نیست.
ـ شما دو تا چرا نمی‌‌تونید با هم خوب باشید؟
ـ خودتون اخلاق خواهرزاده‌‌تون رو بهتر می‌‌دونید.
ـ من که تازه دو روزه فهمیدم خواهرزاده‌‌مه.
در اوج عصبانیت خنده‌‌ام گرفت. راست می‌‌گفت. چرا باید طناز را بهتر از من Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • جیم

    2

    واقعا رمان عالییه❤❤❤

    ۳ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🙏❤

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️