بازگشت عاشقانه به قلم مرضیه نعمتی
پارت بیست و هشتم :
فصل 19
مشکلات الهه تازه شروع شده بود. پرهام بیشتر وقتش را با دوستانش میگذراند و توجهی به نصیحتهای همسرش نمیکرد. الهه از پشت خط به پرهام گفت:
ـ تو واقعاً چی فکر کردی؟ با چند تا جوون مجرد رفتی بیرون که چی؟ مگه زن نداری؟ زندگی نداری؟
ـ الهه! بس کن دیگه... مگه چی کار کردم؟ چرا میخوای ادای زنایی که شوهراشونو اذیت میکنن و خون به دلشون میکنن دربیاری؟
ـ خجالت بکش! چ
لطفا صبر کنید...
