پارت ششم :

ـ پرهام! این دختررو می‌‌شناسی؟

احسان گفت:

ـ نشنیدی گفت دوستِ خواهرشه؟

پرهام با خنده گفت:

ـ عاشقش شدی؟

احسان در حال دنده عوض کردن با نیشخندی گفت:

ـ زیادی سنگین بود.

پرهام با مشت به بازوی احسان زد:

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!