پارت هشتاد و چهارم :

ساعت حدود یازده شب بود که فرهاد برخاست و گفت:
- من برم! صبح باید زود بیدار بشم.
گلشن هنوز نشسته بود که ستاره سقلمه‌ای به پهلویش زد و از چشم فرهاد دور نماند! گلشن خیلی خوب پیام دختر عمویش را دریافت کرد و مثل فنر از جای برخاست و گفت:
- تا دم در باهات میام!
فرهاد به نشانه‌ی تشکر لبخندی زد و از دیگران خداحافظی کرد. گلشن پشت سر او مانند یک سایه به دنبالش می‌خزید و توی درگاهی خانه ای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • الی

    0

    فصل سوم این رمان اسمش چیه؟؟

    ۵ ماه پیش
  • چیپسی

    0

    نویسنده ی عزیز قلمت جادوییه چقدر قشنگ حس و حال رو دگرگون کردی غم دارم برای فرهاد غصه

    ۶ ماه پیش
  • آرزو

    0

    غصه نخورین من میدونم بهم میرسن ولی نمیگم از کجا علم غیب دارم😂😍

    ۷ ماه پیش
  • Sky

    1

    این پارت ۱۰ هیچ از بقیه پارتا جلوئه.. یعنی یه جور ناجوری ب دلم نشست که انگار منم لحظه به لحظه مث سایه دنبالشون بودمو حالشونو درک میکردم... موزیک هم ک دیگه گفتن نداره.. غمشون بدجور رو دلم سنگینی کرد💔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحالم این پارت رو دوست داشتی عزیزم😘💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Zoha

    1

    وایییییییییی آزاده این دیگه چی بود اون پاراگراف آخر پارت .... بدون شیرینشان به سر ببرند.... واییییییییی قلبم پودر شددد😭😭💔💔💔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    همیشه فکر می‌کنم فرهاد ها یه جور خاصی عاشق میشن و همینطور هم دلشکسته از دوری شیرین🥲💔

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    امروز زدم رندوم بخونم دلم خون شد با این پارت 🥲🥲واقعا اصلا فرهاد رو اینقدر ناراحت نمیتونم ببینم گلشن گلشن تو که کشتی این پسر رو

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    رندومت چه پارتی هم برداشت برات🥴🥲 ولی خیلی ذوقی شدم که اومدی یه سر به دژاوو زدی🙈💚

    ۳ سال پیش
  • فاطی

    0

    این پارت نمیدونم به خاطر تاثیر اهنگ بود یا دیالوگ های دلنشینش ولی خیلی بهم چسبید، و با احساساتشون تونستم هنراه بشم، ممنون♥️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خوشحالم که به دلت نشسته عزیزم😍💚

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    ولی ما نمی خواهیم شیرینمون بدون فرهاد به مونه😝😁🙈

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این بار واسه فرهاد فرق داره😍

    ۳ سال پیش
  • تسنیم

    0

    یکی این گلشنو بده به من تا حد مرگ بزنمش ... که آنقدر فرهاد جانم رو اذیت نکنه ...دختره بی لیاقت

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گلشن فصل سوم واسه همه دوست داشتنی شده🤭💚

    ۳ سال پیش
  • آمینا

    0

    چقدر بی رحمی دختر خودش میگه تو رو میخواد بعد تو میگی بره دنبال زحمتکش ببین چندبار اشک یه مرد رو درآوردی

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آخه نگران آینده‌ی فرهاد بود🥲

    ۳ سال پیش
  • آرزو

    0

    دیگه خیلی داره کشش میده یه چیز رو هی تکرار میکنه و این رفتار گلشن خیلی غیر واقعی و خسته کننده شده

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    غیر واقعی نیست و اتفاقا سعی می‌کنه منطقی فکر کنه و زحمات چند ساله و آینده‌ی فرهاد رو فدای احساسات خودش نکنه

    ۳ سال پیش
  • یاس

    1

    ❤️

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    من دیروز تا این پارت خوندم ولی دیگه نمیشد نظر بدی نویسنده درای با روح و روان خواننده چی کار میکنی آلام با چماق منتظری حق به گلشن ندیم بزنی ولی من بهش حق نمیدم اگر هم نمیخوای گلی و فرهاد باهم نباشن

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با روح و روانتون بازی نمی‌کنم قشنگم🥺💚 بالاخره داستان این رمان هم اینجوریه... ژانر عاشقانه است پس طبیعیه که صحنه‌های احساسی داشته باشه

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    دیگه با هم رو به رو شون نکن ۱ به گلشن حق نمیدم ۲ زیاد برام مهم نبود ۳ نمیدونم 🫠 ۴ آره

    ۳ سال پیش
  • ف

    0

    آخ فرهاد😭😭

    ۳ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    🥺💔

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️