در رویای دژاوو به قلم آزاده دریکوندی
پارت هشتاد و سوم :
به آثار بخیهای که روی مچ گلشن بود، خیره ماند و هر لحظه کلهاش داغ میشد. دندانهایش را با خشم روی هم سایید و نگاهش را روی دیوار گرداند. قسم خورد اگر پیمان همان لحظه دم دستش بود قطعا مُشت پر قدرتی حوالهاش میکرد. دلیلِ این خودکشی ناموفق را نمیدانست، اما غیر از این چه چیز دیگری میتوانست باشد؟ سرش را به اطراف تکان داد و سعی کرد خودش را آرام کند. زیر لب تکرار کرد:
- به خاطر اون نیست.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم🥺💚 امیدوارم تا پایانش لذت ببری😍💚
۳ سال پیشیاس
0❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۳ سال پیشفخری
0واقعا ممنونم از شما بابت این رمان زیباخسته نباشید عزیزم
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم از شما که کامنت میذارید😍💚
۳ سال پیشسمیرا
1قربونت فقط وقتی عالی میشم که فرهادوگلشن برن سرخونه زندگیشون وزندگی باعشق وصاحب بچه بشن ورو ابراباشن😄❤️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
صاحب بچه هم بشن🤭
۳ سال پیشسمیرا
0آره والا بچه فرهادوگلشن چه شود خیلی نازمیش
۳ سال پیشستایش ماهرخ
0سلام خوبی ؟ من ستایش هستم کلا س دوم و این داستانت خیلی قشنگه . فکر می کنم که من کوچکتر ین خواننده این داستان زیبا هستم 😄💙
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام قربونت عزیزم چقدر کوشولویی☺️ ذوق کردم از پیامت🫂 تا حالا یه هشت سالهی رمان خون از نزدیک ندیدم🤭 و قربونت برم قشنگم دژاوو مطمئنی برات مناسبه؟ خیلی برای این جور رمانها کوچولویی آخه🥲
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اگه سر به سرم گذاشته باشی قلب عین گنجشکم می ایسته🥴
۳ سال پیشنسیم
0سلااااام عالیییییییییی 💖 نویسنده گل چندتا سوال داشتم 🎀 1 _ چرا فریال تو رمان نقشش خیلیییی کمرنگه و نیست ؟ 2 _ یادم نمیاد زود خوندم رمانو ولی فریال خواهر فرهاد بود درسته ؟💗 ممنون عزیزممممم 🥺
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام جانم🫂بله فریال خواهر فرهاد هستش.رمانهای من پر شخصیت هستن و واقعا اگه بخوام هر شخصیت رو زیاد درموردش بنویسم میشه یه رمان دو هزار صفحهای🥴با این حال فریال خیلی هم نقش داره که
۳ سال پیشآلا
0سلام رمان خیلیی خوبی هست و من سه روزه شروع کردم به خوندن و الانم پارت 68 هستم و دارم خودمو میرسونم :)))
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام🤩خوش اومدی به دژاوو🫂 ذوق کردم با این سرعت داری میرسی😎💚
۳ سال پیشسلین
0برای بار سوم سلین آمد😐 یه سوال ، ناراحت نمیشی آزاده صدات کنم ؟ کلا عادتمه همه رو به اسم صدا بزنم . نفس هم میدونه حتی سر کلاس استادامو به اسم کوچیک صدا میزدم الان به زور سعی میکنم بگم بهشون استاد 🙂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه عزیزدلم اصلا برام مهم نیست🫂 هیچ ایرادی نداره
۳ سال پیشفاطی
0اول تشکر میکنم از نویسنده عزیز بابت این رمان بسیارجذاب.دوم این که چرا گلشن حرص ادمو درمیاره🥲بابا یهو بگو دوست دارم دیگ دلم برا فرهاد میسوزه واقعا🤦 ♀️
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزمم💚 گلشن آدم شکنندهای هست منتها با این حال سعی میکنه قوی باشه اتفاقا. یک بار قبلا شکست خورده و الان اعتماد دوباره به یه مرد دیگه براش سخته
۳ سال پیشانسی
0سلام ازاده جون من تازه دوروزی میشه ک رمانتو شروع کردم خیلی قشنگه ولی ایکاش گلشن هم به یه تصمیمی برسه انقدر از رمانت خوشم اومده ک دو روزه خوندم و منتظر پارت های بعدیت هستم موفق باشی
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی خوش اومدی به رمان عزیزم😍 چه خوب که به این سرعت خودت رو به ما رسوندی🙃💚
۳ سال پیشنفس
1عالی بود :) عاقا این سلین حق میگه ! نه ترمه و نه گلشن ! حالا من کمتر حرص میخورم سلین خودشو کشته هم دانشگاهی هستیم انقدر تو دانشگاه حرص میخوره سر فرهاد آزاده این فرهادو بده به ما راحت بشو 😂
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یه دفعه دیدی همه تون رو شوکه کردم فرهاد رو نشوندم پای سفره عقد با ترمه🤪
۳ سال پیشسمیرا
0نه تروخدا دیگه فرهادازچشم میفته میش بی عرضه که خدایی نکرده اینطوری نیس فقط باگلشنه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصلا اگه فرهاد بره سراغ ترمه خودمم از دژاوو خوشم نمیاد دیگه🤭
۳ سال پیشهانیه
0عالیییی عالی😍 خب فکر کنم باید از گلشن دیگه دنده عقب بگیریم و بریزیم سر عطا پدرهم انقدر سنگ دل خب ول کن بچه رو بزار عشق و حالشو کنه🥴😁
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فرهاد عادت داره به حرفهای باباش
۳ سال پیشسلین
1آزاده عزیزم که برای نفس نوشتی شاید ترمه رو بندازی به فرهادم مررگ سلین نکن به خدا حاظرم فرهادیم بره با گلشن ولی نره با ترمه .. ببین دیگه چقدر از ترمه بدم میاد که این پیشنهادو دادم :/ دستت طلا :)
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا فکر کردی اگه همچین چیزی بود میگفتم؟🙃
۳ سال پیشmoon
0چقققققد این پارت عالی بود 🩵حس میکنم گلشن هم کم کم میخواد حرکت انتحاری بزنه و مارو خوشحال کنه و چقد این فرهاد قشنگگگ حرف میزنه
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی خوب حرف میزنه واقعا😍
۳ سال پیشنسترن
0خیلی عالی بود،انشالله همیشه همینجوری موفق باشی عزیزم.توی پارت قبلی هم نظر دادم ولی نمیدونم چرا نیومده!
۳ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم. اتفاقا چندین بار از اسم شما کامنت دریافت کردم و هستشون... مگه اینکه غیر اونا هم کامنتهای دیگهای فرستاده باشید. در هر صورت مرسی گلی🤩
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

raha
1رمانتون خیلی قشنگه🥰😍 واقعا مثل خیلی ازرمان ها کلیشه ای نیست که آدم میدونه آخرش چی میشه.برعکس رمان شما آدم منتظره پارت های بعدی رو بخونه وهیجان انگیزه خداقوت بهتون♥️