تاریکترین سایه به قلم فاطمه مهدیان
پارت بیست و سوم :
کاغذ اول و دوم را از وسط تا زدم وبه سختی درون شیار بین دیوار و کمد جایشان دادم.اصلا شبیه اولشان که آنها را پیدا کردم,نشده بودند.
نمیخواستی تا پیش از اینکه به اطمینان برسم ،فرشته و آریا از این موضوعی چیزی بفهمند.نمیخواستم اگر فرصت فراری هست ،آن را از دست بدهم.کمی جای کاغذها را جابهجا کردم.
پیش از اینکه کاغذ آخر را از روی زمین بردارم، متوجه دو رَد سیاه رنگ بر روی زمین شدم.دق
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

اسرا
0🤒