پارت پنجاه و پنجم

زمان ارسال : ۲۴۴ روز پیش

با صدای آلارم گوشی به سختی از خواب بیدار شد.پیچ و تابی به بدن کوفته‌اش داد.دمپایی‌هایش را لنگه‌به‌لنگه پوشید و سمت پنجره رفت.قبل از اینکه پرده را کنار بزند ،سرش را بر روی شیشه سرد پنجره گذاشت تا در حالت ایستاده نیم چرتی بزند اما پنجره سرد گزینه مناسب ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید