سهمی از عشق به قلم راضیه نعمتی
پارت بیست :
در پی این حرف، برخاست و به اتاقش پناه برد. مادر بیچارهاش خبر نداشت تنها موضوعی که برای او اهمیت نداشت ازدواج قبلی استاد شکیبا و داشتن فرزند بود. برای او فقط مهم بود علاقهاش متقابل باشد تا دچار رنج و محنت عشقی یکطرفه و بیفرجام نباشد، همین!... کتابی از کتابخانهی شلوغش برداشت تا با مطالعهی آن کمی ذهنش از فکر استاد شکیبا خالی شود اما هیچ مطلبی در مغزش فرو نمیرفت. مرتب تص
مطالعهی این پارت حدودا ۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

زینب
0تا اینجا قشنگ بود باید دید ادامه چی میشه.میشه پول داد و کل رمان رو خوند؟