پارت سیزده :

پدرم که قطع کرد، پرسیدم:
ـ ندا بود؟
ـ آره.
ـ خدا کنه ناراحت نشه با هم غذا خوردیم.
ـ نگران نباش. ندا زن حسودی نیست.
سعی کردم پوزخندم را از پدرم پنهان کنم.
ـ بابا!
ـ جانم!
ـ چطور شد با ندا ازدواج کردی؟
ـ تا حالا در موردش ازم نپرسیده بودی.
ـ وقتی برادرش یدفعه تو زندگیش پیدا شد برام جالب شد بدونم که شما چطور ازدواج کردین. تا جایی که می‌‌دونم پدر ندا موافق ازد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رستا

    0

    رمان زیبایی هستش

    ۱ سال پیش
  • عاطفه

    0

    رمان جالبیه خوشم اومده ازش 😍

    ۲ سال پیش
  • رعنا

    0

    عالیه

    ۲ سال پیش
  • مریم

    0

    خوشم میاد از سبک رمان که بیشتر با واقعیت مطابقه تا توهمات و اینطور نیست که دو روزه عاشق بشن یا کلی اتفاق بینشون بیوفته

    ۲ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    🙏❤

    ۲ سال پیش
  • بهاره نظری

    0

    رمانی متفاوت هستش

    ۳ سال پیش
  • مرضیه نعمتی

    0

    تشکر عزیزم🌺

    ۳ سال پیش
  • ناهید

    0

    مرضیه جان من برنامه رو آپدیت کردم ولی کادردریافت سکه بعدازدیدن فیلم بازم برام نمیاد😞

    ۳ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    یکبار حذف و دوباره نصب کنید.

    ۳ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    هورااااا من این پارتو سکه ای خوندم مرسی خیلی خوب بود😍😍😘😘

    ۳ سال پیش
  • مرضیه نعمتی | نویسنده رمان

    👌💖

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️