آقای سر دبیر به قلم مرضیه نعمتی
پارت یازده :
ـ حتما تو اتاقشه صداش بزن بیاد.
و صدای طناز:
ـ استقبال از مهمونم بلد نیست.
از اینکه طناز جلوی فرجام چنین حرفی دربارهام گفت حرص خوردم. صدای نوید را شنیدم که خطاب به ندا گفت:
ـ خونه قشنگیه!
در اتاقم را کمی باز کردم و نگاهشان کردم. ندا به طرفش رفت و بازوهایش را در دستانش گرفت و با چشمان پر از اشک نگاهش کرد و گفت:
ـ باورم نمیشه اینجایی!
و طاقتش را از دست داد و سرش را ر
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0بسیار خوب بود