پارت هفتاد و هفتم :

آرسان و صدف پشت سرمان وارد اتاق شدند
محافظ ها با علامت آرسان خارج شدند.
گوهر  آن طور ک ب نظر میرسید داشت دست هایش را ضد عفونی میکرد.
فوری سرنگی از کشوی سفید رنگ در اورد و سینی حاوی انواع چاقو های ریز و درشت و وسیله های پزشکی را روی میز چرخان کنارش قرار داد.
رو ب ما گفت:
-همه برن بیرون.
آیلین غرید:
-من هیچ جا نمیرم.
آرسان بازوی آیلین را گرفت و به سمت در کشید:
-میری! بØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Donya

    5

    من فکر میکنم دیلان و حامد ازدواج اجباری داشته باشن و مثل رمانای دیگه عاشق هم شن

    ۶ سال پیش
  • مهتاب

    7

    نه کلا بنظرم عاشق هیچ کدومشون نمیشه رمان های مرجان جون همیشه آدمو غافلگیر میکنه من برای همین دوسشون دارم و هیچ وقت هم قابل پیش بینی نیستن

    ۶ سال پیش
  • Donya

    6

    اونایی که میگن دیلان دوباره تامینو میبینه باید بگم عزیزان تو اون پارتایی که خانواده مادری دیلان دنبالش بودن از زبون بابابزرگ دیلان گفته شد که به تامین یکی از دخترای دیگه ی خانواده رو دادن

    ۶ سال پیش
  • ستایش

    6

    واقعا نفهمین یا خودتون و میزنین به نفهمی؟ ؟ هرکسی مشکلات و زندگی خودشو داره مرجان که نمیتونه بیست چهار ساعته بشین برای شما رمان بنویسه بعد هم رمان انلاین این مشکلات هم داره یکم صبور باشین

    ۶ سال پیش
  • (. ❛ ᴗ ❛.)

    3

    میزاری مارو تو خماری از پارت قبل دارن امیر رو کیبرن اتاق مخفی🙄😢👀✌

    ۶ سال پیش
  • آنیا

    26

    مرجان جان خواهرم چرا انقدر کم به کدام گناه ندانسته ای . به نظرم اخر یه نفر سوم میاد دیلان رو میگیره 😐

    ۶ سال پیش
  • مهیا

    1

    به نظر من دیلان عاشق حامد میشه

    ۶ سال پیش
  • معصومه

    14

    وای بازم حامد اومد و چی بشه😌

    ۶ سال پیش
  • Я

    8

    منظورت امیره دیگه؟😐چون حامد اصلا اسپانیا نیس رفته سفر کاری😑منم با خیلیا موافقم پارتا هر روز دارن کم و کمتر میشن و اینکه میگین وقت نداره و سختشه و… خب پارتای این رمان که آمادس خب دیگه کم گذاشتن پارتا

    ۶ سال پیش
  • معصومه

    7

    اگر اخر پارت رو نگاه کنی نوشته جلوی حامد قرار گرفتم🙄

    ۶ سال پیش
  • سایان

    3

    عزیزم اخر رمان دیلان میگع مقابل حامد قرار گرفتم حامدم ب دیلان میگع hi honey ☺

    ۶ سال پیش
  • سایان

    1

    عالی عالی عالی 😂😘💙

    ۶ سال پیش
  • S.A

    2

    سازنده لطفا عکس شخصیت هایی که نویسنده در کانال *** گراشتن رو اینما هم بزارید

    ۶ سال پیش
  • ۰۰

    2

    عکس شخصیت های مرد تو *** *** هست

    ۶ سال پیش
  • F

    23

    این پارت هیجانش زیاد نبود چون واقعاااااا کم بود. مرجان جون جون هرکی دوستداری عکس شخصیت های مردم بزاررررر🙇🙇🙇

    ۶ سال پیش
  • فادیا

    30

    مرجان خانم وقتی خواننده هاتون به رماناتون اهمیت میدن واونا رو دنبال میکنن مادبانش اینه که شما هم به نظراتشون اهمیت بدین و پارت ها رو طولانی کنیدنه که با بی توجهیتون بهشون بی احترامی کنید

    ۶ سال پیش
  • ۰۰

    3

    توی *** *** هست

    ۶ سال پیش
  • فاطمه

    15

    چرا هر جه پیش میره پارتا کمتر میشن من متمعنم تتو امیرم به حاکمو حکن کن مربوطه🤔

    ۶ سال پیش
  • ماهان

    10

    تتوی امیر به فصل قبلی رمان مربوطه یه جورایی عاشق شدن امیر به اون فصل برمیگردد مرسی بابت رمان ولی بچه ها راست میگن پارت ها داره کمتر میشه لفطا زیادشون کنید خیلی ممنون ☺☺☺☺😄😄😐

    ۶ سال پیش
  • ماهان

    4

    نبابا دیلان هم یه چیزی شده

    ۶ سال پیش
  • هستی

    8

    ☹️چرا انقد کم اخه گناه داریم 🤐☹️❤️

    ۶ سال پیش
  • یاس

    10

    رمان حکم کن عالییییههه👍👍👍

    ۶ سال پیش
  • الی

    14

    من میخوام هفته ای یبار این رمان رو بخونم شاید تا اونموقع روی هم رفته یه پارت درست حسابی جور شده باشه

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️