حامی به قلم راضیه نعمتی
پارت چهل و پنجم :
فصل 22
مینا رو به روی پیمان ایستاده بود و به او سفارش میکرد:
ـ هر چی نیکی خواست براش میخری. سلیقهی خودتو به هیچوجه بهش تحمیل نکن. انتخابو بسپر به عهدهی خودش.
نیکی جیغ زد:
ـ هورااااا! پس من تو انتخاب آزادم.
پیمان به در اشاره کرد و گفت:
ـ برو سوار ماشین شو!
نیکی تند تند گفت:
ـ همینجا در حضور مینا جون قول بده به سلیقهم احترام بذاری.
ـ فعلاً

لطفا صبر کنید...

اسرا
2عالیه خانمی