حامی به قلم راضیه نعمتی
پارت سی و ششم :
فصل 13
پیمان شب قبل خواب درستی نداشت. مرتب به نیکی فکر کرده بود و اینکه پدرش با او چه رفتاری داشته. به شرکت که رسید، با دیدن جای خالی او از شاهین پرسید:
ـ نیومده؟
شاهین که فکر میکرد ماجرا مربوط به خودش است و نیکی به خاطر حرفهای آن روز او نیامده و از این بابت احساس خوبی نداشت، سرش را تکان داد و گفت:
ـ نه، هنوز نیومده...
ابروان پیمان درهم رفت. پس از لحظهای تأمل
لطفا صبر کنید...
