اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت چهارم :
این مدل در زدن، مخصوص نامی بود و دلِ پیر زن را هزار باره شاد میکرد. دست از گیره ی روسریش گرفت. روی زانوهایش گذاشت و لبخند محوی زد. نامی، سر به زیر و خوش رو وارد شد و سلام معنی داری داد.
صنم اما بلافاصله اخم کرد. دلخور نگاهش را گرفت و جواب سلامش را آهسته و بی پس و پیش داد.
نامÛبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، به منظور چاپ یا ویرایش، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه ی آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...

النا
2رمانت و دوست دارم قلم قوی داری