پارت نوزده :

مامان با خوش‌رویی عروسی نگار را تبریک گفته و آرزوی ازدواج خود مینو را می‌کند. علاقه‌اش به مینو و رفتار خوب و نجیبانه‌ی مادر مینو، در این خوش برخوردی مامان بی‌تاثیر نیست؛ وگرنه که با کمتر کسی خارج از محدوده‌ی اقوام این‌قدر صمیمی می‌شود. با تایید مامان، با هم همراه میشویم که به اتاق عقد برویم. چند قدم که از میز دور می‌شویم، مینو خودش را بیشتر به من می‌چسباند و به شوخی می‌گوید:
-

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • د

    3

    کسی که با لباس بدنما وپای خوش تراش دیدن جذب کسی بشه با همونا هم یه روز بهت خیانت میکنه وجذب یکی دیگه میشه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    فقط ظاهر....

    ۲ سال پیش
کپی شد!